effrontery
eff
ˈɪf
ایف
ron
rən
رِن
te
تِ
ry
ri
ری
/ˈɛfɹəntəɹi/

تعریف و معنی "effrontery"در زبان انگلیسی

Effrontery
01

وقاحت, پررویی، گستاخی، خیره‌سری

a way of behaving that is shamelessly rude and bold
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
The politician ’s effrontery in dismissing the public ’s concerns angered many voters.
بی‌پروایی سیاستمدار در نادیده گرفتن نگرانی‌های عمومی، بسیاری از رأی‌دهندگان را عصبانی کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه