جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
easygoing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most easygoing
شکل تفضیلی
more easygoing
درجهپذیر
مثالها
Her easygoing nature made her a favorite among her colleagues, as she handled stress with grace.
طبیعت آرام او باعث شد که در بین همکارانش محبوب باشد، چرا که با آرامش با استرس برخورد میکرد.
02
آرام, بیقید
not hurried or forced



























