جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Earnings
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
earnings
مثالها
The company reported higher-than-expected earnings for the quarter, boosting investor confidence.
شرکت درآمدهای بالاتر از حد انتظار برای این فصل گزارش داد که اعتماد سرمایهگذاران را افزایش داد.
02
درآمدها, کسبها
something that provides compensation or reward, often not restricted to money
مثالها
Knowledge can be one of life's greatest earnings.
دانش میتواند یکی از بزرگترین درآمدها در زندگی باشد.



























