جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Earl
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
earls
مثالها
Earls traditionally held vast estates, overseeing agricultural production and the welfare of their tenants.
ارلها به طور سنتی املاک وسیعی داشتند، بر تولیدات کشاورزی و رفاه مستأجران خود نظارت میکردند.
to earl
01
بالا آوردن
to expel stomach contents
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
earl
سومشخص مفرد
earls
وجه وصفی حال
earling
گذشته ساده
earled
اسم مفعول
earled
مثالها
She could n't handle the roller coaster and ended up earling in the backseat.
او نتوانست از ترن هوایی استفاده کند و در صندلی عقب استفراغ کرد.
درخت واژگانی
earldom
earl



























