جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eagerly
01
مشتاقانه
in a way that shows a strong and enthusiastic desire to have, do, or experience something
مثالها
She eagerly signed up for the advanced photography course.
او با اشتیاق در دوره پیشرفته عکاسی نام نویسی کرد.
مثالها
She eagerly watched the mailbox for a reply to her application.
او بیصبرانه صندوق پست را برای پاسخ به درخواستش تماشا میکرد.
درخت واژگانی
eagerly
eager



























