جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dynamite
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
dynamites
مثالها
Dynamite is an explosive material consisting of nitroglycerin absorbed in an inert substance, typically sawdust or clay.
دینامیت یک ماده منفجره است که از نیتروگلیسیرین جذب شده در یک ماده بی اثر، معمولاً خاک اره یا خاک رس تشکیل شده است.
to dynamite
01
منفجر کردن با دینامیت, با دینامیت تخریب کردن
to destroy something using explosives called dynamite
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dynamite
سومشخص مفرد
dynamites
وجه وصفی حال
dynamiting
گذشته ساده
dynamited
اسم مفعول
dynamited
مثالها
The workers dynamited the old bridge to make way for the new highway.
کارگران پل قدیمی را منفجر کردند تا راه برای بزرگراه جدید باز شود.
درخت واژگانی
dynamitist
dynamite



























