جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dyed
01
رنگشده
colored in a way that is not natural, but done artificially
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most dyed
شکل تفضیلی
more dyed
درجهپذیر
مثالها
Her dyed hair started to fade after a few weeks.
موهای رنگ شده او پس از چند هفته شروع به محو شدن کرد.
درخت واژگانی
undyed
dyed



























