جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dunce
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
dunces
مثالها
He felt like a dunce after failing the simple test.
او بعد از مردود شدن در آزمون ساده احساس کرد مثل یک احمق است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
duncish
dunce



























