جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Drumlin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
drumlins
مثالها
The drumlin field in the region displayed a series of these distinctive glacial landforms.
میدان دراملین در منطقه، مجموعهای از این اشکال متمایز زمینشناسی یخچالی را نمایش میداد.



























