جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Drouth
01
خشکسالی, کمبود آب
a prolonged period of abnormally low rainfall
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
drouths
مثالها
The drouth left the farmers struggling to save their crops.
خشکسالی کشاورزان را در تلاش برای نجات محصولاتشان رها کرد.
02
خشکسالی, کمبود طولانی مدت
a prolonged shortage



























