جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
drippily
مثالها
She drippily read the love letter aloud, embarrassing everyone in the room.
او نامه عاشقانه را با صدای بلند به شکلی احساساتی و افراطی خواند، که همه را در اتاق شرمنده کرد.
درخت واژگانی
drippily
drippy
drip



























