جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Drinking
01
نوشیدن, مصرف نوشیدنی
the process of consuming liquids through one's mouth
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
drinkings
مثالها
The doctor advised against excessive drinking of sugary drinks.
پزشک از نوشیدن بیش از حد نوشیدنیهای شیرین منع کرد.
02
مستی, اعتیاد به الکل
the act of consuming alcoholic beverages, especially in excess
مثالها
Excessive drinking can harm your health.
نوشیدن بیش از حد میتواند به سلامتی شما آسیب برساند.
درخت واژگانی
drinking
drink



























