جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
downy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
downiest
شکل تفضیلی
downier
درجهپذیر
مثالها
The downy chick snuggled close to its mother for warmth.
جوجه پَرزدار برای گرم شدن به مادرش چسبید.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جوجه پَرزدار برای گرم شدن به مادرش چسبید.