جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
downy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
downiest
شکل تفضیلی
downier
درجهپذیر
مثالها
He brushed his fingers over the downy surface of the flower petals.
او انگشتانش را روی سطح نرم گلبرگهای گل کشید.



























