جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Downer
01
داروی مسکن, آرامبخش، خوابآور
a sedative or depressant drug, particularly a barbiturate
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
downers
02
ناامیدی, افسردگی
something that makes you feel sad, disappointed, or depressed
مثالها
The rainy weather was a downer for the picnic.
هوای بارانی یک ناراحتکننده برای پیکنیک بود.
درخت واژگانی
downer
down



























