جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
doubled
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most doubled
شکل تفضیلی
more doubled
درجهپذیر
حوزه
quantity, change, measurement
مثالها
The doubled budget allowed the project to expand significantly.
بودجه دو برابر شده به پروژه اجازه داد تا به طور قابل توجهی گسترش یابد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
redoubled
doubled
double



























