جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Doormat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
doormats
مثالها
The doormat was old and covered with mud after the rainy day.
زیرپایی پس از روز بارانی قدیمی و پر از گل بود.
02
حصیر در, فرش
a person who is physically weak and ineffectual
درخت واژگانی
doormat
door
mat



























