جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dodgy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
dodgiest
شکل تفضیلی
dodgier
درجهپذیر
مثالها
The stranger 's dodgy behavior in the alley raised alarm bells in my mind.
رفتار مشکوک غریبه در کوچه زنگ خطر را در ذهن من به صدا درآورد.
02
غیر قابل اطمینان, اتکاناپذیر
involving danger, risk, or uncertainty
درخت واژگانی
dodgy
dodge



























