جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Distaste
01
بیزاری, نفرت
a feeling of dislike toward something or someone
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
distastes
مثالها
He could not hide his distaste for the noisy environment at the party.
او نمیتوانست تنفر خود از محیط پرسر و صدای مهمانی را پنهان کند.



























