جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dissension
01
اختلاف, عدم توافق
disagreement or conflict within a group expected to collaborate
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The political party, once united, was now torn by dissension and infighting.
حزب سیاسی، که زمانی متحد بود، اکنون توسط اختلاف نظر و درگیریهای داخلی از هم گسسته شده بود.
02
اختلاف, نفاق
lack of agreement between people
مثالها
The two scholars had a public dissension over the interpretation of the ancient texts.
دو محقق در مورد تفسیر متون قدیمی اختلاف نظر عمومی داشتند.



























