جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
disheartened
01
ناامید, افسرده
having lost all one's courage, hope, or enthusiasm
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most disheartened
شکل تفضیلی
more disheartened
درجهپذیر
مثالها
The disheartened volunteers faced challenges in maintaining enthusiasm for their community project.
داوطلبان دلسرد با چالشهایی در حفظ اشتیاق برای پروژه جامعه خود روبرو شدند.
درخت واژگانی
disheartened
heartened
hearten



























