جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Desktop
مثالها
She arranged her desktop icons for better organization.
او آیکونهای دسکتاپ خود را برای سازماندهی بهتر مرتب کرد.
02
روی میز, سطح میز کار
the top of a desk
درخت واژگانی
desktop
desk
top
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
روی میز, سطح میز کار
درخت واژگانی
desk
top