جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dejected
01
افسرده
feeling downcast, discouraged, or in low spirits
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most dejected
شکل تفضیلی
more dejected
درجهپذیر
مثالها
The dejected crowd slowly dispersed after the cancellation of the outdoor event due to bad weather.
جمعیت دلسرد به آرامی پس از لغو رویداد فضای باز به دلیل هوای بد پراکنده شد.



























