جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to degrease
01
چربی زدودن
to remove grease or fat from a surface using a cleaning agent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
degrease
سومشخص مفرد
degreases
وجه وصفی حال
degreasing
گذشته ساده
degreased
اسم مفعول
degreased
مثالها
After cooking bacon, she used paper towels to degrease the skillet before frying eggs.
بعد از پخت بیکن، او از دستمال کاغذی برای چربی زدایی از تابه قبل از سرخ کردن تخم مرغ ها استفاده کرد.
درخت واژگانی
degrease
grease



























