جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
alfresco
01
در فضای باز, در هوای آزاد
(of activities, events, etc.) done or taking place in the open air or outdoors
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
We enjoyed an alfresco picnic in the park on a sunny afternoon.
ما از یک پیک نیک در فضای باز در پارک در یک بعدازظهر آفتابی لذت بردیم.
alfresco
اطلاعات دستوری
مثالها
They enjoyed their breakfast alfresco, savoring the crisp morning breeze.
آنها از صبحانه خود در فضای باز لذت بردند، نسیم تازه صبحگاهی را میچشیدند.



























