جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
alfresco
01
در فضای باز, در هوای آزاد
(of activities, events, etc.) done or taking place in the open air or outdoors
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The restaurant offered an alfresco dining experience with tables on the terrace.
رستوران یک تجربه غذاخوری در فضای باز با میزهایی در تراس ارائه داد.
alfresco
اطلاعات دستوری
مثالها
Working alfresco in the park became his favorite way to spend sunny afternoons.
کار کردن در فضای باز در پارک به روش مورد علاقه او برای گذراندن بعدازظهرهای آفتابی تبدیل شد.



























