جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Decathlon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
decathlons
مثالها
He trained tirelessly for the decathlon, preparing for the grueling schedule of events that included sprinting, jumping, throwing, and endurance races.
او بیوقفه برای دهگانه تمرین کرد، و برای برنامه طاقتفرسای مسابقات که شامل دو سرعت، پرش، پرتاب و مسابقات استقامت بود آماده شد.



























