جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Debunking
01
انکار
the act of revealing and disproving false beliefs, ideas, etc.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The scientist engaged in the debunking of outdated theories, presenting new evidence to the scientific community.
دانشمند در افشاگری نظریههای منسوخ مشارکت کرد، شواهد جدیدی را به جامعه علمی ارائه داد.



























