جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cretin
01
احمق, نادان
a stupid, objectionable, or clumsy person
توهینآمیز
مثالها
You cretin, you've spilled red wine all over the white carpet.
احمق, تو شراب قرمز را روی کل فرش سفید ریختی.
02
احمق, کودن
a person of subnormal intelligence
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
cretins
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
cretinism
cretinous
cretin



























