جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cream cheese
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
cream cheeses
مثالها
I love spreading cream cheese on my toasted bagel in the morning.
من دوست دارم پنیر خامهای را روی بگل تست شدهام در صبح پخش کنم.
LanGeek



























