جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to crank up
01
با دسته بچرخانید, با میل لنگ بچرخانید
rotate with a crank
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
crank
زمان حال
crank up
سومشخص مفرد
cranks up
وجه وصفی حال
cranking up
گذشته ساده
cranked up
اسم مفعول
cranked up
02
با چرخاندن دسته شروع کردن, با چرخاندن راه اندازی کردن
to start something by turning a handle or lever
مثالها
The musician cranked up his amplifier before beginning the concert.
موسیقیدان قبل از شروع کنسرت، آمپلیفایر خود را روشن کرد.



























