crank up
crank
krænk
کرَنک
up
ʌp
آپ
/kɹˈaŋk ˈʌp/

تعریف و معنی "crank up"در زبان انگلیسی

to crank up
01

با دسته بچرخانید, با میل لنگ بچرخانید

rotate with a crank
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
crank
زمان حال
crank up
سوم‌شخص مفرد
cranks up
وجه وصفی حال
cranking up
گذشته ساده
cranked up
اسم مفعول
cranked up
02

با چرخاندن دسته شروع کردن, با چرخاندن راه اندازی کردن

to start something by turning a handle or lever
مثال‌ها
The musician cranked up his amplifier before beginning the concert.
موسیقیدان قبل از شروع کنسرت، آمپلیفایر خود را روشن کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه