جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to crank up
01
با دسته بچرخانید, با میل لنگ بچرخانید
rotate with a crank
02
با چرخاندن دسته شروع کردن, با چرخاندن راه اندازی کردن
to start something by turning a handle or lever
مثالها
The musician cranked up his amplifier before beginning the concert.
موسیقیدان قبل از شروع کنسرت، آمپلیفایر خود را روشن کرد.



























