جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
akin
مثالها
His writing style is akin to that of Hemingway, characterized by concise prose and straightforward language.
سبک نوشتاری او شبیه به همینگوی است، که با نثر مختصر و زبان مستقیم مشخص میشود.
02
خویشاوند, خونی
related by blood or having a similar ancestry
مثالها
Cousins are akin, sharing a common set of grandparents and bloodline.
خواهرزادهها و برادرزادهها خویشاوند هستند، مجموعهای مشترک از پدربزرگ و مادربزرگ و تبار را به اشتراک میگذارند.



























