جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cove
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
coves
مثالها
The beach nestled within the cove offered calm waters for swimming.
ساحل واقع در خلیج کوچک آبهای آرامی برای شنا ارائه میداد.
02
غار کوچک
a small, narrow cave or recess in the side of a cliff or mountain
مثالها
They took shelter in a cove during the sudden rain.
آنها در یک خلیج در هنگام باران ناگهانی پناه گرفتند.



























