جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Court order
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
court orders
مثالها
The judge issued a court order requiring the company to cease operations until further notice.
قاضی یک دستور دادگاه صادر کرد که شرکت را ملزم میکند تا اطلاع ثانوی عملیات خود را متوقف کند.
LanGeek



























