جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cougar
مثالها
Hidden among the jagged cliffs, the cougar patiently awaited the perfect moment to strike.
در میان صخرههای دندانهدار پنهان شده، پلنگ کوهی با صبر منتظر لحظهی مناسب برای حمله بود.
02
کوگار, شکارچی مردان جوان
an older woman who pursues or dates younger men
مثالها
Everyone whispered about the cougar flirting with college guys.
همه در مورد کاگار که با پسران کالج فلرت میکرد زمزمه میکردند.



























