جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Airfare
01
پول بلیط (هواپیما)
the price of a flight
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He compared airfare from multiple airlines to find the best deal.
او بهای بلیط هواپیما را از چندین شرکت هواپیمایی مقایسه کرد تا بهترین معامله را پیدا کند.
درخت واژگانی
airfare
air
fare



























