جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Corpulence
01
چاقی, فربهی
the state of being overweight or obese
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
As he aged, he struggled with his increasing corpulence and found it challenging to maintain an active lifestyle.
با افزایش سن، او با چاقی فزاینده خود دست و پنجه نرم کرد و حفظ یک سبک زندگی فعال برایش چالش برانگیز شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
corpulency
corpulence
corpul



























