جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Corned beef
01
گوشت گاو نمک سود, کورن بیف
beef that has been cured in a brine solution, typically seasoned with spices and salt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
They cooked corned beef and cabbage for their St. Patrick's Day celebration.
آنها برای جشن روز سنت پاتریک خود گوشت گاو نمکزده و کلم پختند.



























