جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هوا
هوای تازه برای سلامتی خوب حیاتی است.
نسیم, باد ملایم
نسیم خنکی از روی زمین گذشت.
آسمان, هوا
پرندگان در هوا پرواز کردند.
حالت, هاله
او حال و هوایی از اعتماد به نفس داشت.
سفر هوایی, حمل و نقل هوایی
او ترجیح میدهد با هواپیما سفر کند.
آهنگ, موسیقی، نوا
ارکستر یک ملودی آشنا را نواخت.
آنتن, پخش
نمایش روی آنتن خواهد رفت ساعت 8 شب.
هوا, عنصر هوا
فیلسوفان باستان فکر میکردند که همه ماده شامل هوا است.
اعلام کردن
در جلسه عمومی شهروندان تشویق شدند تا نگرانیهای خود را درباره پروژه توسعه پیشنهادی بیان کنند.
در معرض هوای گرم قرار دادن و خشک کردن
بعد از شستن پردهها، او آنها را در بالکن در معرض هوا قرار داد تا هرگونه بوی باقیمانده از بین برود.
پخش کردن (از رادیو و تلویزیون)
شبکه دیشب قسمت جدید برنامه تلویزیونی محبوب را پخش کرد.
هوا دادن, خشک کردن
پس از توقف باران، لباسهای خیس بیرون گذاشته شدند تا هوا بخورند.
تهویه کردن, هوا دادن
خدمتکار با باز گذاشتن درها و پنجرهها برای چند ساعت، اتاقهای مهمان را تهویه کرد.
پخش کردن, انتشار دادن
گزارش خبری امشب ساعت 6 بعدازظهر پخش خواهد شد.
درخت واژگانی



























