جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
conversely
01
از سوی دیگر, از طرفی دیگر
in a way that is different from what has been mentioned
اطلاعات دستوری
مثالها
While the forecast predicted a sunny day, conversely, a sudden and unexpected storm rolled in.
در حالی که پیشبینی روزی آفتابی را پیشبینی میکرد، برعکس، طوفانی ناگهانی و غیرمنتظره به راه افتاد.
درخت واژگانی
conversely
converse



























