جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Contagion
01
سرایت, شیوع
an instance in which an infectious disease spreads from one individual to another
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
contagions
مثالها
Hospitals take precautions to prevent contagion.
بیمارستانها اقدامات احتیاطی برای جلوگیری از سرایت انجام میدهند.
مثالها
The movie depicted a terrifying scenario where a deadly contagion swept through the city, causing widespread panic.
فیلم یک سناریوی ترسناک را به تصویر کشید که در آن یک سرایت مرگبار شهر را درنوردید و باعث وحشت گسترده شد.



























