conspirator
cons
ˈkəns
kēns
pi
pi
ra
tor

تعریف و معنی "conspirator"در زبان انگلیسی

Conspirator
01

توطئه‌گر, خیانت‌کار

a person involved in a conspiracy 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
conspirators
مثال‌ها
The police arrested several conspirators involved in the plot to assassinate the president. 

پلیس چندین توطئه‌گر را که در توطئه برای ترور رئیس‌جمهور دست داشتند، دستگیر کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه