جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
connubial
01
وابستهبه زناشویی, نکاحی، زفافی
relating to marriage or the relationship between spouses
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
Their connubial home blended his minimalist style with her vintage finds.
خانه ازدواجی آنها سبک مینیمالیستی او را با یافتههای وینتیج او در هم آمیخت.



























