جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Complacency
01
رضایت از خود, خشنودی
a feeling of self-satisfaction or contentment, often accompanied by a lack of awareness of potential dangers
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
complacencies
مثالها
His complacency in managing his finances resulted in unexpected debts.
رضایت از خود او در مدیریت امور مالی منجر به بدهیهای غیرمنتظره شد.
درخت واژگانی
complacency
complacence
complac



























