جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Compass north
01
شمال مغناطیسی, شمال قطب نما
the direction a compass needle points, aligning with Earth's magnetic north pole
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He adjusted his route after checking compass north on his map.
او پس از بررسی شمال قطبنما در نقشهاش، مسیر خود را تنظیم کرد.



























