جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Compaction
01
فشرده سازی, تراکم
the act of crushing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
compactions
02
فشرده سازی, تراکم
the act or process of compressing or reducing the volume of something, resulting in increased density
مثالها
The compaction of the soil improved its stability for construction.
فشردهسازی خاک، پایداری آن را برای ساختوساز بهبود بخشید.
درخت واژگانی
compaction
compact



























