جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
comfy
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
comfiest
شکل تفضیلی
comfier
درجهپذیر
مثالها
She curled up in a comfy chair with a good book.
او در یک صندلی راحت با یک کتاب خوب جمع شد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او در یک صندلی راحت با یک کتاب خوب جمع شد.