جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Comedian
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
comedians
مثالها
She enjoyed watching the comedian ’s stand-up routine on television.
او از تماشای اجرای استندآپ کمدین در تلویزیون لذت برد.
02
کمدین, بازیگر کمدی
an actor who performs in comedic plays, films, or sketches
مثالها
She is a comedian in several popular television shows.
او کمدین در چندین برنامه تلویزیونی محبوب است.



























