جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aglitter
01
درخشان, پر زرق و برق
shining with a sparkling or shimmering light
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
Her aglitter gown sparkled with every movement, making her the center of attention at the ball.
لباس درخشان او با هر حرکت میدرخشید و او را مرکز توجه در مجلس رقص کرد.



























