جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Agility
01
چابکی, چالاکی، فرزی
the ability that enables one to move quickly and easily
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The cat ’s agility helped it leap from one rooftop to another effortlessly.
چالاکی گربه به آن کمک کرد تا به راحتی از یک پشت بام به پشت بام دیگر بپرد.



























