جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Restraining order
01
دستور منع تماس, حکم محدودکننده
a legal order that prevents someone from contacting or approaching another person
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
restraining orders
مثالها
He received a restraining order.
او یک دستور منع تماس دریافت کرد.



























